نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

خاطرات خدمت سربازی

آخرین نظرات

10..روزهای اول

دوشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۵ ق.ظ

روز اول یا دوم همه مون رو بردن میدون صبحگاه البته نه برای مراسم صبحگاه! به ترتیب قد شدیم و در 12 صف 12 ستونه از سربازهای گروهان درست شد که بر همین اساس شماره سازمانی هر شخص مشخص شد. شماره سازمانی من 35 شد (گروه سوم نفر یازدهم بودم) که یعنی اسلحه شماره 35 ،تخت شماره 35 ،کمد 35 ، صندلی 35 کلاس و کلا هر چیزی که 35 داشت مربوط به من میشد. بقیه بچه ها هم همین حالتو داشتن و هر کس طبق شماره خودش تخت و ... رو در اختیار میگرفت. بر اساس این شماره من آسایشگاهم عوض شد(هر گروهان 2 تا آسایشگاه داشت). تخت من روبروی در بود و تو چشم بود! تختها دو طبقه بودند که من طبقه پایینی بودم. تو همین دوران بود که معنی درست صف و ستون رو متوجه شدیم. اون چیزی که تو مدرسه بهش میگفتیم صف در واقع ستون بود. یعنی وقتی از جلو نظام میگرفتیم در واقع ستون رو مرتب میکردیم و وقتی از راست نظام میگرفتیم یعنی داشتیم صف رو مرتب میکردیم.

تو همون روزهای اول هم اسلحه طبق شماره سازمانی تحویلمون دادن که بنا به اعتقاد فرمانده باید مثل ناموس ازش مراقبت میکردیم. اسلحه تو صبحگاه و شامگاه و کلاسهای عملی باید همراهمون بود . بعد از اینکه کارمون تموم شد باید میبردیم اسلحه خونه تحویل میدادیم. کار دیگه ای که همون اوایل مشخص کردن محل نظافت هر گروه بود. گروهبندی هم به این شکل بود که  هر ستون 12 نفره یک گروه رو تشکیل میداد! نظافت پله ها و کریدور و سالن با ما بود که خیلی تو چشم بود و خیلی هم زیاد کثیف میشد چون علاوه بر ما  گروهان شهادت هم طبقه بالا بودن که از همین پله ها رد میشدن و دوبله کثیف میشد! هر موقع فرمانده وارد میشد اولین حرفش این بود که پله چرا کثیفه؟

هر گروهان باید جاهای خاصی از پادگان رو نگهبانی میکرد. برای گروهان ما 5 جا تعیین کرده بودن؛ آسایشگاه 1 و 2، اسلحه خونه، منبع گاز و گشتی پشت خباز خانه(محل پخت نان). سخت ترین جای نگهبانی هم همون گشتی پشت خباز خانه بود. این کلمه گشتی یعنی هر کی در شب میخواد از اونجا رد بشه باید اسم رمز شبو داشته باشه که شرایط خاصی داره که بعدا توضیح میدم. ضمن اینکه وقتی گروهانهای دیگه میرفتن مرخصی گروهانهای دیگه باید محل نگهبانی اونها رو هم پوشش میدادن به خاطر همین چند روز گشتی پشت مهندسی هم جزء نگهبانی گروهان ما شده بود.




قسمت بعد

قسمت قبل

قسمت اول

  • سرباز

نظرات (۱)

۵۷۴ بازدید

  • مهسیما سعادتی
  • خاطره سازه ها
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی