نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

خاطرات خدمت سربازی

آخرین نظرات

32.. مرخصی

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۳۲ ب.ظ

امتیازی که داشتیم این بود که کارمون اداری بود به همین خاطر روزهای تعطیل برامون لحاظ میشد.:29: به خاطر همین تو تقویم نگاه کردم و دنبال تعطیلی میگشتم تا مرخصی بگیرم. یک تعطیلی 14 و 15 خرداد بود که روز دوشنبه و سه شنبه وسط هفته بود که راست کار من بود. چون فقط کافی بود چهارشنبه و پنجشنبه رو مرخصی بگیرم از اون طرف دونشبه و سه شنبه و جمعه هم که تعطیل رسمی بود و کلا با 2 روز مرخصی 5 روز به تعطیلات میرفتم. فرمانده تو مرخصی دادن زیاد سختگیری نمیکرد هزچند مرخصی تشویقی هم نمیداد ولی مرخصی استحقاقی رو راحت میداد. علی هم شنبه و یکشنبه همون هفته رو مرخصی گرفت که برای اون هم 5 روز استراحت لحاظ میشد.
روز یکشنبه ساعت 2 تعطیل شدم و با لباس نظامی رفتم سمت ترمینال شرق توی تهرانپارس. چون لباس نظامی داشتم باید حواسم جمع بود که دژبانها رو بپیچونم چون حوصله گیر دادنشون رو نداشتم. کلا اگه همه چیز سرباز هم تکمیله باز هم بهتره که باهاشون مواجه نشی. دژبانها هم که همه جا بودن؛ میدون ونک، میدون ولی عصر، چهارراه ولی عصر، میدون امام حسین و داخل خود ترمینال! البته من همه رو پیچوندم!:29:
وارد ترمینال شدم و دیدم هیچ بلیطی موجود نیست!:16: فکر اینجاشو نکرده بودم چون معمولا توی ترمینال همیشه بلیط برای اتوبوسهای مازندران هست! ترمینال خیلی شلوغ بود. چون دو روز تعطیل بود همه داشتند میرفتند شمال! گفتم حالا چی کار کنم؟ تا 7-8 شب توی ترمینال بودم و با چند تا سرباز دیگه که مال ارتش و وزارت دفاع بودن شدیدا دنبال اتوبوس بودیم. حتی توی بوفه هم جا پیدا نمیشد! جالب اینکه توی همین اوضاع یکی از بچه های اکیپمون تو آموزشی رو دیدم.:25: اون کرج خدمت میکرد و اوضاع خدمتش این بود که آجودان شده بود.
تو همین اوضاع ما دائم به راننده های اتوبوس التماس و خواهش میکردیم که به ما هم یه جایی بدن. یکی از راننده ها راضی شد که با قیمت 8 تومان ما رو تو اتوبوس جا بده ولی صندلی خالی وجود نداشت و من کف اتوبوس نشستم (قیمت بلیط 4 تومان بود و ما دوبله پول دادیم و کف اتوبوس نشستیم)! توی مسیر هم به قدری ترافیک بود که یک مسیر 6 ساعته رو 12 ساعته طی کردیم!:33:
بعد از پایان مرخصی جمعه شب هم ساعت 11 بلیط گرفتم برای برگشتن ولی از بخت بد اون اتوبوس مسافرتش لغو شد و من موندم که چی کار کنم که قبل ساعت 6.5 تهران باشم؟ به زخمت یک راننده اتوبوس راضی شد منو سوار کنه و من باز هم کف اتوبوس نشستم! و باز هم ترافیک بود.:33:
کلا من توی چند باری که مرخصی رفتم همیشه همین مشکل رفتن و برگشتن رو داشتم! آهای اونهایی که از صندلی های اتوبوس بیزارید آیا تا به حال کف اتوبوس نشستین که قدر اون صندلی رو بدونید؟ :30:



نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

۲۶۴ بازدید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی