نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

خاطرات خدمت سربازی

آخرین نظرات

56.. موتور گیری

شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۲۲ ب.ظ

روزهای چهاردهم و پانزدهم فروردین هم حرم شلوغ بود ولی از روز شانزدهم به بعد دیگه واقعا خلوت شدن رو میشد حس کرد. فقط نیم ساعت قبل نماز ظهر و نماز مغرب شلوغ میشد وقتی هم که نماز تموم میشد به مدت 15-20 دقیقه شلوغ میشد و دوباره وضعیت عادی میشد.:30:

تو همین روزها یک بار جناب سرهنگ اخروی ازم پرسید گواهینامه داری؟ من هم گفتم نه. بعد اخروی بهم گفت که ما میریم استعلام میگیریم که گواهینامه داری یا نه. خدا به دادت برسه اگه راست نگفته باشی. من هم که راستش رو گفته بودم ترسی از محاسبه نداشتم.:3:

همون روز چهاردهم رفتم دنبال گرفتن برگه اشتغال به خدمت؛ اول باید از بخش، نامه میبردم کارگزینی و بعد از اون هم از کارگزینی نامه رو میفرستادم برای سپاه مازندران. ولی چون پروندم هنوز تو ستاد فرماندهی استان خراسان بود اول باید میرفتم پروندم رو از اونجا میاوردم پلیس راهور. رفتم ستاد و طبق معمول اونجا باید برای دژبان دم درشون توضیح میدادم که برگه مرخصی ندارم و این حرفها. رفتم داخل به اون قسمت که پروندم اونجا بود بهشون گفتم پروندم رو میخوام. اونها گفتند تو برو ما خودمون میفرستیم. من که میدونستم فرستادنشون ممکنه خیلی طول بکشه بهشون گفتم که اگه میشه پروندم رو پلمپ کنید بدین خودم ببرم. اول قبول نمیکردن ولی بعدش قبول کردن و ازم رسید گرفتند و پرونده پلمپ رو دادن دستم. پرونده رو بردم کارگزینی و برگه استغال به خدمت رو گرفتم و پست کردم برای برادرم که بره دنبال کارهاش. ولی اون طرف داشتند اسباب کشی میکردن به یک جای دیگه و کارمون رو راه نمی انداختن. بعد 3-4 هفته گفتند این برگه اشتغال به خدمت ایراد داره. 2 تا ایراد مسخره گرفتن که یکیش این بود که پایه خدمتی اسفند 89 باید تبدیل بشه به 89/12/1 و یک ایراد دیگه این بود که من نامه رو برای سپاه زده بودم و اینها میگفتند باید مینوشتی سپاه جهت کسری خدمت!:6: 

بخشنامه جدید مربوط به کسری خدمت سال 90 هم اواخر فروردین اومد که نسبت به سال 89 تقریبا کسری ها نصف شده بود ولی شانسی که ما آوردیم این بود که چون سال 89 اغزام شده بودیم همون بخشنامه 89 رو برامون درنظر میگرفتن.:29:

وقتی دیگه ماموریت نوروزی تموم شد. یک روزی ساعت حدود 9 طرح موتور گیری شروع شد که من هم باید موتور میگرفتم. موتور گرفتن یا همون توقیف موتور متخلف مربوط میشد به راکبان(رانندگان) موتوری که مدارک (یعنی کارت موتور، گواهینامه و بیمه) نداشتن. فقط کافی بود که یکی از این مدارک رو نداشته باشه تا موتورش یک روز توقیف بشه. اگه حرکت نمایشی انجام میداد هم موتورش 3 ماه توقیف میشد. عبور از لاین ویژه اتوبوس، پیاده رو، تابلوی عبور ممنوع و یا خلاف جهت طی کردن مسیر هم باعث توقیف 3 ماهه موتور میشد. اون اوایل نداشتن کلاه ایمنی باعث توقیف نمیشد ولی آخرهای خدمت من، نداشن کلاه ایمنی هم باعث میشد موتور یک هفته توقیف بشه. بعضی موتورها پلاک نداشتن یا پلاکشون قدیمی بود که اون هم یک روز توقیف رو به همراه داشت. البته ما به پیرمردها و اونهایی که همراهشون زن و بچه بود کار نداشتیم و گیرمون به جوونها بود. اگه دقت کنید مشخصه که این توقیف موتور شاید در نگاه اول به ضرر راننده باشه ولی در مجموع به نفع خود مردم و خود رانندست. مثلا اگه راننده ای گواهینامه نداره یک بار بره گواهینامه بگیره تا آخر عمر راحت میشه. یا کسی که بدون بیمه رانندگی میکنه اگه اتفاقی بیفته چه جوری میخواد دیه 200 میلیونی رو بده؟:30:

روز اول موتورگیری واقعا این کار برام خیلی سخت و نامردی به نظر میومد. این که جلوی موتور رو بگیری و رانندش رو پیاده کنی و موتورش رو بفرستی پارکینگ از دید من بی معنی بود و با روحیات من سازگار نبود ولی بچه های دیگه که با تجربه تر بودن راحت موتورها رو توقیف میکردن و راننده بی نوا هم هی بهشون التماس میکرد ولی فایده ای نداشت. به من هم گیر میدادن که موتور بگیر. وی من اصلا کاری با موتورها نداشتم. روز اول زیاد بهم کاری نداشتن ولی بچه های دیگه حدود 20 تا موتور گرفتن. یه دونه نیسان اومد که کارشون بردن موتور به پارکینگ بود و 20 تا موتورو تو نیسان جا دادن! روز دوم هم همون اتفاق تکرار شد و من تو موتور گرفتن همکاری نکردم. تو این روز یه خورده بیشتر بهم تذکر دادن. خلاصه اون روز هم گذشت ولی از روز سوم دیگه فرمانده میدون هم دائم گیر میداد که باید موتور بگیری وگرنه میفرستیمت بازداشتگاه و ... از اون طرف شماره یک (سرهنگ اسماعیلی فرمانده راهور مشهد) هم دائم تو بی سیم میگفت بخش 2 باید بالای 20 تا موتور بگیرید در روز! من دیدم اوضاع کیشمیشیه و مثل اینکه چاره ای نیست جز اینکه من هم تن به گرفتن موتور بدم. اولین موتوری که توقیف کردم این طوری بود که به راننده موتور گفتم مدارک. اون هم مدارک نداشت و اینجوری بود که راننده رو از موتور پیاده کردم و اون رو بردم سمت بقیه موتورهای توقیف شده. راننده هم التماس میکرد ولی من هرچند دلم خیلی براش میسوخت ولی چاره ای نداشتم جر این کار. برای هر موتور توقیفی قبض نوشته میشد و اونو میدادن به راننده تا فرداش بره پارکینگ و کارهای مربوط به ترخیصو انجام بده. اولین موتوری که بردم ارشد میدون که قبضها رو مینوشت کلی تشویقم کرد و من هم بابت تشویقهاش روحیه گرفتم ولی اینکه یک نفر رو گرفتار کردم ناراحت بودم.:14:

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

۳۱۲ بازدید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی