نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

خاطرات خدمت سربازی

آخرین نظرات

55.. سیزده به در

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ

صحنه های رمانتیک دیگه ای که تو همون ایام برام اتفاق افتاد مربوط میشه به زمانی که یک بچه گم شده رو میاوردن داخل کانکس؛ تو این شرایط اون بچه داره گریه میکنه و اون طرف خانوادش هم نگرانه. پس احتیاط شرط عقله و تو این شلوغیها 4 چشمی بچتون رو مراقب باشین که گرفتار نشین. شماره تلفن هم بندازین تو جیب بچه تون تا از این طریق دو سوته باهاتون تماس گرفته بشه و بچتون رو پیدا کنید.(ستوان هستم مشاور خانواده در خدمتتون 24 ساعته). وقتی پدر و مادر، اون بچه رو به هر ترتیبی پیدا میکردن مادره بچه رو بغل میکرد و گریه میکرد!:22:
حتی افراد سن بالا هم گم میشدن! معمولا افراد مسن که حواسشون تو سن بالا سرجاش نبود و یا افراد بی سواد. مثلا یک روز یک خانم حدود 50 ساله هتل خودش رو گم کرده بود و اسم هتل رو هم بلد نبود و هیچ نشونه ای از اونجا نداشت. فارسی هم بلد نبود حرف بزنه و عربی حرف میزد. ما تو خدمتمون بچه های خوزستان زیاد داشتیم که بعضی هاشون عربی هم بلد بودن و از طریق اونها با این خانم حرف میزدیم. خلاصه این خانم هم مشکلش حل شد.:3:
تو خدمت با یک واژه جدید آشنا شدم به نام کاف؛ کاف یعنی راننده! ولی نه از این راننده ها بلکه از اون راننده ها! هر سرهنگی یک دونه ماشین نیروی انتظامی دستش بود(معمولا سمند) که یک سرباز رانندش بود. این سرباز میشد کاف جناب سرهنگ! افسر تصادفات هم کاف داشت. علاوه بر این کاف یک مدل کاف دیگه هم داشتیم؛ این کافها یعنی اینکه سوار یک ماشین میشدیم و بهش میگفتیم فلان مسیر رو برو. بعد ایشون هم مجبور بود که ما رو ببره هر جا که میگیم. کرایه هم نمیدادیم چون زورمون زیاد بود و گردنمون کلفت! کاف رو میشد زد! البته نه اینکه راننده رو بگیریم کتک بزنیم منظور اینه که تو بعضی جاها میومدن میگفتن من تا فلان مسیر کاف زدم و از اونجا به بعد یک کاف دیگه زدم. منظور اینه که ایشون تا یک مسیری با یک ماشین رفتند و سپس پیاده شده و بقیه مسیر را با یک مسیر دیگه پیمودن!:30:
خود من هم چند بار کاف زدم ولی بیشتر مسیرهای کوتاه! مثلا از فلکه آب تا چهار راه خسروی. حتی یک بار به زور جلوی یک ماشین رو گرفتم که منو تو مسیرش میدون راهنمایی پیاده کنه ولی دیدم که رانندش خانمه. بعد بهش گفتم ببخشید اشتباه شده ولی اون خانم گفت شما هم مثل بچه من میمونی بیا سوار شو میرسونم.:8: یا یک بار دیگه که طرف اول فکر کرد میخوام جریمش کنم بهم گفت همین الان اون همکارت منو جریمه کرد. بعد بهش گفتم که مسیرت فلان جا میخوره منو برسونی. با اکراه قبول کرد و اخم هم میکرد برام. تو مسیر هم با یکی پشت خط موبایل دعواش شد. حالا من هم تو این هیری ویری دیگه گفتم درباره استفاده از موبایل بهش تذکر ندم. وقتی من به محل مربوطه رسیدم و پیاده شدم معلوم بود که این آقای کاف داره تو دلش بهمون فحش میده!:12: (این هم از فواید پلیس راهور بودن)
تو روزهای عید 90 دربی هم برگذار شد. درست مثل نوروز 86 که اون موقع هم دربی تو عید برگذار شد. تو این بازی استقلال 1-0 بازی رو برد و گل رو هم برهانی زد. مربی استقلال پرویز مظلومی بود و مربی پرسپولیس علی دایی! البته من این بازی رو ندیدم و فقط 10 دقیقه آخرش رو اون هم از  تلویزیون یک مغازه دیدم!:6:
خیلی روزهای بدی رو تو عید اون سال پشت سر گذاشتم که واقعا اون حالتی و با اون روحیه ضعیف هیچ وقت تو هیچ جای خدمت نبودم. 12 روز اول فرودین برای من 12 سال گذشت و اینو بی اغراق میگم.:6:  ولی روز سیزده به در همه چیز عوض شد. روز دوازدهم یه عده از بچه ها رو فرستادن طرقبه که روز سیزده خیلی شلوغ میشد ولی من بنا به دستور جناب سرهنگ اخروی لازم نبود برم اونجا تا دهنم صاف بشه و باید اون روز هم میرفتم فلکه آب. روز سیزده به یکباره فلکه آب خلوت خلوت شد. از صبح که رفتیم میشد خلوتی رو حس کرد. یک روز آفتابی قشنگ.:22: من بعضی اوقات به این فکر میکردم که الان خانوادم سیزده به در کجا هسنتد ولی در مجموع اصلا اون روز بی روحیه نبودم و بعد از اون مدتی که اومدم اولین بار بود که یک نفس راحت میتونستم بکشم. هر چند نمیشد برم حرم و هنوز تو این 3 هفته موفق به حرم رفتن نشده بودم ولی این دیگه مهم نبود. خیلی از آدرسها رو یاد گرفته بودم و با شرایط هم روز به روز بیشتر عادت میکردم. روز سیزدهم نوروز یکی از بهترین و بی دردسرترین روزهای خدمتم بود. واقعا اون روز فهمیدم که بقیه بخشها که جاهای خلوت تر مشهد هستن چقدر حال میکنن هر روز. فقط بخش 2 بود که این جوری شلوغ بود.:30:

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

۲۳۹ بازدید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی