نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

نسیم نی زار

از هرکجای بن بست، راهی به خانه ای هست

خاطرات خدمت سربازی

آخرین نظرات

37.. نقض قانون کشور توسط من!

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۳۱ ب.ظ

نزدیکهای مهر وقتش بود که قبولی دانشگاهمو رو کنم و برم سر وقت دانشگاه. تا اون موقع فقط علی و امیر از قبولی من خبر داشتند و هیچ کس با خبر نبود. روز موعود رفتم کارگزینی و همه با خبر شدن که من دانشگاه قبول شدم و میخوام برم.:19: سرهنگ اقبال بهم توضیح داد که برای رفتن به دانشگاه باید چه مراحلی طی کنم. یک نامه از کارگزینی پادگان باید میگرفتم که دیگه خودم تو کارگزینی حق آب و گل داشتم و این مرحله به سادگی طی شد مرحله بعد باید میرفتم داشنگاه و نامه میگرفتم برای حوزه نظام وظیفه استان خودم یعنی مازندران. بعد از حوزه وظیفه نامه میگرفتم برای پادگان. بعد از پادگان نامه میگرفتم برای حوزه وظیفه مازندران و بعد دوباره نامه از حوزه وظیفه به دانشگاه!:30:
نامه رو از پادگان گرفتم و با اخذ چند روز مرخصی عازم دانشگاه شدم. من قبلا هم گفتم که تکمبل ظرفیت قبول شدم یعنی تو تیرماه 85 کنکور دادم که قبول نشدم و در مرحله تکمیل ظرفیت دانشگاه بابل قبول شدم! ولی از قبول شدنم خبر نداشتم تا اینکه اولین روزهای خدمتمن متوجه شدم که قوبل شدم . وبعد رفتم دانشگاه ثبت نام کردم و چون کلاسها شروع شده بود اون ترم رو بهم مرخصی داده بودن و از مهر باید میرفتم سر کلاس.
 رفتم داشنگاه گفتم سربازم و نامه بدین بهم که ببرم نظام وظیفه استان. مسئول آموزشگاه گفت تو تا الان کجا بودی؟ گفتم خدمت. طرف گفت چی؟ خدمت بودی؟ تو مگه از اسفند دانشجوی ما نبودی؟ گفتم آره. گفت پس چه جوری خدمت بودی؟ مگه میشه یک نفر هم دانشجو باشه و هم سرباز! بهشون گفتم من تو خدمت بودم اومدم اینجا شما یه ترم مرخصی بهم دادین. مسئول آموزش گیر سه پیچ داده بود که تخلف کردی و حالا باید بری همون خدمت رو بگذرونی و دانشگاه قبول شدنت رو باطل میکنیم! هیچ راهی نداشت! من ضدحال عجیبی خورده بودم.:33: چی فکر میکردم و چی شد! رفتم خونه به پدرم ماجرا رو گفتم. پدرم طبق معمول اول یکم سرزنشم کرد و قرار شد که فردا با هم بریم دانشگاه ببینیم که چی کار میشه کرد شاید ریش سفید پدرم رو ببینن دلشون بسوزه!:18:
فردا شد و با هم رفتیم دانشگاه که مسئول آموزش باز هم همون حرفهای دیروز رو تکرار کرد. خلاصه پدرم یه خورده باهاشون حرف زد. مسئولان آموزش 2 نفر بودن که یکیشون نرم شد و به اون یکی گفت اشکال نداره. الان تو این وضعیت چی کار میتونی بکنی؟ و یه خورده غر زدن و نهایت منت گذاشتن رو سرم که دانشگاه نامه میده ولی ما زیر سوال میریم به خاطر شما. موقع نوشتن نامه باید مینوشتن که دانشجو فلانی در آزمون وروزدی تیر 85 شرکت کرده و قبول شده و اقدامات لازم را جهت ترخیص وی مبذول فرمایید. اون تیر 85 رو وقتی داشت مینوست چپ چپ داشت نگاهم میکرد!:23: (دقت کنید که اون روز یکی از روزهای شهریور 86 بود و قبولی من مربوط به آزمون 14 ماه قبل!) به هر حال نامه رو گرفتیم رفتیم نظام وظیفه بابل. اونجا گفتن که ربطی به ما نداره و باید برین ساری نظام وظیفه استان. عازم نظام وظیفه استان شدیم. نامه رو مسئول مربوطه نشون دادیم طرف نگاه کرد تیر 85 که مال پارساله و نامه رو پرت کرد روی میز که یعنی پاشین برین خدمت.:33: پدرم گفت این تکمیل ظرفیت قبول شد. طرف نگاه کرد و گفت خوب برید شنبه بیاین (اون روز پنجشنبه بود). مرخصی من تموم شده بود و شنبه صبح باید میرفتم ستاد. به خاطر همین کارو سپردم به پدرم و خودم عازم تهران شدم.


نظرات (۱)

۲۸۱ بازدید

سلام دوست گرامی، نقض صحیحه ،نه نغز، البته شما استادین
پاسخ:
سلام . خیلی ممنون جالبه که بعضی سایتها نوشتن نغز . من هم تو گوگل سرچ کردم! ولی نقض درسته
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی